تمام شد . . .- شهادت حضرت زهرا (س)
شب گریه های غربت مادر تمام شد
زینب به گریه گفت که دیگر تمام شد

امشب اذان گریه بگوید بگو، بلال
سلمان به آه گفت: ابوذر! تمام شد

طفلان تشنه، هروله در اشک می کنند
ایام تشنه کامی مادر تمام شد

آن شب حسن شکست که آرام تر! حسین
چشم حسین گفت: برادر! تمام شد

تا صبح با تو اُستون [1] حنانه ضجه زد
محراب خون گریست كه منبر تمام شد

زاینده است چشمه ی زهرایی رسول
باور مكن که سوره ی کوثر تمام شد

باور مكن كه فاطمه از دست رفته است
باور مکن حماسه ی حیدر تمام شد

زهرا اگر نبود حدیث کسا نبود
زینب نبود و واقعه ی کربلا نبود...


شاعر: علیرضا قزوه
پاورقی
[1] ستون، پایه
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا