هندوانه به شرط عشق
تا به حال جمله «هندوانه به شرط چاقو» را شنیده اید! و این بار بشنوید از حکایت «هندوانه به شرط عشق»!
هندوانه به شرط عشق نام یکی از داستان ها و عنوان مجموعه داستانی با 6 داستان کوتاه اما جالب و خواندنی است. داستان های این مجموعه واقع گرا و طنز آمیز هستند و به روابط خانوادگی و مسایل جاری بین آنان چون دعواها، ساده لوحی های یکی از افراد خانواده می پردازند. داستان های این مجموعه هر کدام ماجرایی مستقل دارند که هم مخاطب را می خندانند و هم با زبان ساده او را با روابط حاکم بر خانواده ها و مسایل آن آشنا می کنند. داستان از زبان نوجوان خانواده روایت می شود و سایر اعضا خانواده به صورت ثابت اما در فضا و داستانی جدید در تمام کتاب حضور دارند. این کتاب به چاپ ششم هم رسیده است پس آن را از دست ندهید.
قسمتی از داستان «سه خمیازه جانانه»:
«...رعنا خانم آب دهانش را قورت می‌دهد و به کلامش هم کلاس می‌دهد و می‌گوید: «چراغعلی‌خان! نمی‌خوای شلوارتو بپوشی؟ یعنی می‌خوای با زیرشلواری بری؟!» آقا چراغعلی می‌خندد و شکم مثل هندوانه‌اش تکان می‌خورد: «ای بابا! سخت نگیر. دو قدم را مگه بیش‌تره؟ من که نمی‌خوام برم هتل هیلتون شام بخورم با بیل کلینتون. تو پارکینگ‌مون سوارشون می‌کنم، در خونه پیادشون می‌کنم و تو سه سوت برمی‌گردم.» رعنا خانم جمله همیشگی‌اش را تکرار می‌کند: «وا... چه عرض کنم!» مهرداد که تازه گواهی‌نامه گرفته بدش نمی‌آید خودنمایی کند و رُخی به سوسن نشان بدهد. پسره چشم از خواهر ما برنمی‌دارد. اگر مهمان‌شان نبودیم و نان و نمک ‌شان را نخورده بودیم کاری می‌کردم به قورباغه بگوید سیب‌زمینی.»

نویسنده: فرهاد حسن زاده
انتشارات: چرخ و فلک: 1388
گروه سنی: ج و د
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا