زندگی نامه رودکی
ابوعبدالله جعفر بن حکیم بن عبدالرحمن آدم، استاد شاعران آغاز قرن چهارم، در سال 260 هجری قمری در روستای «بنج» یکی از روستاهای رودک سمرقند متولد شد. رودکی در حدود یکصد هزار بیت شعر سروده است و در موسیقی، ترجمه و آواز نیز دستی داشته ‌است. رودکی در هنگام مرگ کور بود و عده‌ای او را نابینای مادرزاد و گروهی معتقدند که بعدها نابینا شده‌ است، اما در هر صورت در نابینایی او شکی نیست و شاعران زیادی در اشعار خود این موضوع را تأکید کرده اند. رودکی را پدر شعر فارسی دانسته‌اند. پیش از وی شعر فارسی سروده می‌شد اما کیفیت اشعار رودکی آغازگر راه پیشرفت ادبیات فارسی بود.

رودکی شاعر پرکاری بوده و گفته شده که بیش از 1 میلیون 300هزار بیت شعر سروده، اما متأسفانه تعداد کمی از این ابیات به دست ما رسیده است. مهم ترین اثر رودکی «کلیله و دمنه» است. این اثر در اصل هندی بوده که در دوره سامانیان به فارسی ترجمه شده و پس از آن ابن مقفع آن را به عربی ترجمه می کند و رودکی آن را به شعر تبدیل می کند. علاوه بر این کتاب از رودکی شش مثنوی باقی مانده که البته ناقص اند و ابیاتی کمی از آنها موجود است. عمدهٔ اشعار غنایی رودکی را غزل‌ها و رباعی‌های وی تشکیل می‌دهند. این اشعار که برپایهٔ دم غنیمت شمری و خوشی و گذران زندگی و معاشقه استوار است.

رودکی نیز مانند غالب شعرا، شاعری درباری بود و در مدح و تکریم شاهان و فضلا بیت می‌سرود. مدایح او غالباً بصورت قصیده اند. گاهی تنها در پایان قصیده چند بیت در مدح کسی نیز گفته و اضافه می‌شود و گاهی نیز قصاید بلند بالایی در مدح بزرگان در اشعار او دیده می‌شود. مهمترین و معروفترین مدیحهٔ او در مدح ابوجعفر احمد بن محمد امیر سیستان است و با این مطلع آغاز می‌شود «مادر می ‌را بکرد باید قربان/بچهٔ او را گرفت و کرد به دندان». در شعر رودکی پند و اندرز و سخنان حکیمانه نیز به وفور یافت می‌شود. از دیگر آثار رودکی می‌توان به سندبادنامه اشاره نمود. اثر سندبادنامه هم از اصل هندی بوده که از عصر ساسانیان به ایران و از ایران به ادبیات عرب و اروپا راه یافته ‌است. او در اواخر عمر خود به زادگاهش بنجرود (تاجیکستان) بازگشت و در همانجا سال ۳۲۹ هجری در گذشت. معروف ترین قصیده رودکی «بوی جوی مولیان آید همی» است، که رودکی برای تغییز نظر امیر نصر سامانی سروده تا او پس از توقف طولانی مدت در هرات به سوس بخارا بازگردد:


بــوی جـــوی مولیـان آید همــی یاد یار مهــــربان آید همی

ریـــگ آموی و درشتـــی های او زیر پایم پرنیـــان آید همی

آب جیحون از نشاط روی دوست خنگ ما را تا میــان آید همی

ای بخـــارا، شـــاد باش و دیر زی میـر زی تو شادمان آید همی

میرسرو است و بخـارا بوستان سـرو سوی بوستان آیدهمی

میـــر ماه ست و بخـارا آســـمـان ماه سوی آسمـان آید همی
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا