زندگی نامه پروین اعتصامی
رخشنده اعتصامی مشهور به پروین اعتصامی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در تبریز متولد شد. او یکی از شاعران نامدار ادب فارسی و یکی از مفاخر ارزشمند خطه آذربایجان می باشد که در زمینه شعر و ادب همچنان می درخشد و از شاعران کم نظیر در این عرصه می باشد. پروین، در سال ۱۳۰۳ شمسی فارغ التحصیل شد و در سال ۱۳۱۳ ازدواج کرد. در سال ۱۳۱۴ دیوان پروین اعتصامی انتشار یافت. دیوان پروین، شامل ۲۳۸ قطعه شعر می‌باشد، که از آن میان ۶۵ قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده‌است . در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر در قالب مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد. درون مایه اشعار او بیشتر غنیمت دانستن فرصت‌ها، نصیحت‌های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان و ضعیفان و ناپایداری دنیاست. پروین یکی از پایه گذاران مناظره در شعر فارسی است و در دیوان او مناظره هایی میان نخود و لوبیا، سیر و پیاز (این دو مورد مربوط به اشعار دوران کودکی اوست)، سوزن و نخ، بلبل و گل و دزد و محتسب وجود دارد که بهترین آنها مناظره میان دزد و محتسب است. علاوه بر مناظره پروین در قالب مثنوی و قطعه نیز اشعاری سروده است. پروین اعتصامی، پس از کسب افتخارات فراوان در حالی که آسمان ادب و فرهنگ ایران انتظار سال های متمادی خدمت مجدانه وی را داشت تا بسی غنی گردد، بی هیچ نوع سابقه کسالت، ناگهان در سال ۱۳۲۰ بستری شد و متاسفانه در همان سال دار فانی را وداع گفت و در حرم حضرت معصومه سلام الله علیها در قم به خاک سپرده شد. به پاس خدمات پروین اعتصامی به شعر و ادب فارسی روز 25 اسفند روز «بزرگداشت پروین اعتصامی» نام گرفته است. خلاصه شعري كه پروين براي سنگ مزار خود سروده است: اين که خاک سيهش بالين است اخــــتــــر چـــــرخ ادب پــــرويـن است گر چه جز تلخي از ايام نديد هر چه خواهي سخنش شيرين است صـــاحـــب آن همه گـــفتار امـروز ســــائـل فــاتحــه و يـــاسـيــــن است آدمـــي هـر چـــه تـــوانـگر باشد چـــون بدين نقطــه رسد مسکين است *غزل* ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن تیرگــــی ها را ازیـــن اقـــلیـم بیرون داشتن همچو موســــی بودن از نور تجلـی تابناک گــفتگوها بـا خـدا در کــوه و هــامون داشتن پاک کردن خویش را ز آلودگی های زمیــن خـانه چون خورشید در اقطـــار گـردون داشتن عقــــل را بـازارگان کــردن به بــازار وجـود نـفـس را بـردن بــرین بـازار و مغبـــون داشتن بی حضور کیمیا، ازهر مسی زر ساختـــن بی وجـــود گوهــــر و زر، گنــج قـــارون داشتن گشتن اندر کان معنـی گوهری عالم فـروز هــــر زمـــانی پــــرتو و تـــابی دگـرگون داشتن عقــل و علم و هوش را با یکدیگر آمیختن جـان و دل را زنده زین جانبـــخش معجون داشتن چون نهـــالی تازه، در پاداش رنج باغبـــان شاخـــه‌های خـرد خویـش از بـــار،وارون داشتن هر کــجا دیوست، آنجا نور یــزدانی شدن هـر کجا مار است، آنجــا حکـم افســون داشتن
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا