زندگی نامه ایرج میرزا
ایرج میرزا ملقب به" جلال الممالک " در رمضان 1290 هجری قمری برابر با 1251 هجری در شهر تبریز به دنیا آمد . در دوران کودکی و نوجواني، زير نظر پدر و آموزگار سرخانه، زبان و ادبيات فارسی و مقدمات زبان عربی و فرانسه را آموخت و وارد دارالفنون شد . ایرج میرزا شاعر و شاعر زاده ای است که در خاندان قاجار متولد شد ولی هرگز مانند بسیاری از شاهزادگان تن پرور نشد و به کار و فعالیت پرداخت. وی دانش، اخلاق و آزادی را برای مردم سرزمینش خواهان بود.
ايرج ميرزا، شعرهايی با درونمايه اخلاقي، بزرگداشت مقام پدر و مادر و گسترش ادب و ميهن دوستي، برای کتاب های درسی سرود. ایرج میرزا جز اولین شاعرانی است که برای کودکان شعر سروده است. اين شعرها که زبانی ساده و روان داشتند، سال ها برای آموزش کودکان در کتاب های درسی به چاپ رسيدند. قطعاتی مانند «ما که اطفال اين دبستانيم، گويند مرا چو زاد مادر، پسر رو قدر مادر بدان» از جمله اين شعرها هستند. او همچنين تعدادی از حکايت ها و نوشته های شاعران فرانسوی از جمله «قطعه روباه و کلاغ» را به فارسی برگرداند و به شعر درآورد. ايرج از شاعران دوره تجدد ادبی ايران است. او یکی از شاعران دوره مشروطه است که درباره تحولات سیاسی و اجتماعی ایران شعرهای بسیاری سروده، البته اشعار ایرج معمولاً به دو بخش قبل از مشروطه و بعد از مشروطه تقسیم می شود و این اشعار بعد از مشروطه است که ویژگی های انتقادی شعر او را نشان می دهد، در صورتی که شعرهای قبل از مشروطه او بیشتر در مدح رجال و بزرگان قاجار بوده است که البته هیچ یک از آنها در دست نیست.
او همچنین اشعار مذهبی در وصف حضرت علی و مرثیه درباره امام حسین (ع) و شهدای کربلا دارد. «عارف نامه» و «زهره و منوچهر» دو منظومه معروف ایرج هستند. عارف نامه مثنوی با 515 بیت است که در هجو عارف قزوینی سروده و در ضمن آن به بیان انتقادهای سیاسی و اجتماعی نیز می پردازد. و مثنوی عاشقانه زهره و منوچهر که برگرفته از اسطوره «ونوس و آدونیس» از اساطیر یونانی است، البته ایرج در این منظومه همه چیز را با آداب و رسوم ایران هماهنگ کرده، مثلاً آدونیس شکارچی به یک نظامی جوان ایرانی تبدیل شده و زهره مانند زنان ایران مقنعه بر سر دارد. ایرج میرزا در 22 اسفند 1304 هجری برابر با 1344 هجری قمری دچار سکته قلبی شد و درگذشت و جسدش در گورستان ظهیر الدوله به خاک سپرده شد.
در کتاب های درسی قطعاتی مانند «گویند مرا چو زاد مادر» و «قلب مادر» را خوانده اید، ما آشنایی بیشتر شما با زبان شعری ایرج میرزا شعر «مرثیه عاشورا» و «نوروز کودکان» را قرار داده ایم.
مرثیه عاشورا

رسـم است هـر که داغ جوان دیده
دوستان رأفت برند حالت آن داغ ‌دیده را

یک دوست زیر بازوی او گیرد از وفا
وان یک ز چهره پاک کند اشک دیده را

آن دیگری بر او بفشاند گلاب قند
تا تقویت شود دل محنت ‌کشیده را


یک چند دعوتش به گل و بوستان کنند
تا برکنندش از دل، ـ خار خلیده را

جمعی دگـر برای تسلای او دهند
شرح سیاه ‌ کاری چـرخ خمیده را

القصه هر کس به طریقی ز روی مهر
تسکین دهد مصیبت بر وی رسیده را

آیا که داد تسلیت خاطر حسیـن
چون دیدنعـش اکبر در خون تنیده را

آیا که غمگسـاری‌ و اندوه بری نمود
لیلای داغ‌ دیده‌ی محنت ‌کشیده را

بعـد از پدر دل پسر آماج تیغ شد
آتش زدند لانه‌ی مـرغ پریده را




نوروز کودکان


عید نوروز و اول سالست
روز عیش و نشاط اطفالست

همه آن روز رخت نو پوشند
چای و شربت به خوش دلی نوشند

پسر خوب روز عید اندر
روز اول به خدمت مادر

دست برگردنش کند چون طوق
سر و دستش ببوسد از سر شوق

گوید این عید تو مبارک باد
صد چنین سال نو ببینی شاد

بعد آید به دست بوس پدر
بوسه بخشد پدر به روی پسر

پسر بد چو روز عید شود
از همه چیز نا امید شود

نه پدر دوست داردش نه عمو
نه کسی عیدی آورد بر او

عیدی آن روز حق آن پسرست
که نجیب و شریف و با هنر ست
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا