شعر: وفات حضرت معصومه (س)
بانو سلام، باز منم، زائری غریب
مثل همیشه آمده، با خاطری، غریب

بانو سلام، مثل همیشه، سلام من
تقدیم می شود به شما، در کلام من

بانوی بی نظیر که نامت بلند باد!
از کودکیم، مانده مرا این سخن به یاد:

هر کس که در شروع دعا، می دهد سلام
گل واژه های نام تو را می دهد، سلام!

می دانم اینکه نام و شکوهت ستودنی ست
خورشید چون به جای دعا، می دهد سلام!

گویی بهشت می وزد از سمت تربتت
جبریل هم به صحن و سرا می دهد، سلام

دستی که روی سینه، نشان ادب شده
این بار هم به رسم وفا، می دهد سلام

وقتی که با قنوت دعا سبز می شوم
دست و زبان به سمت شما می دهد سلام

تکثیر می شود به نگاهم، نگاه عشق
تا اشک من به آینه ها می دهد سلام

تنها نه من به فیض چنین لحظه می رسم
هر کس که بر امام رضا (ع) می دهد سلام

صحن و رواق و آینه، تکرار می کنند
یک آسمان فرشته به ما، می دهد سلام

بانو، تمام منزلت عشق، در تو هست!
بر خاک تو چو عرش خدا می دهد سلام

در شهر قم کرامت آیین سرمدی
ناموس پاک ختم رسولان، محمدی (ص)

شاعر: سید علی اصغر موسوی
ثبت نظر
نام و نام خانوادگی :
آدرس الکترونیکی:


کانون ارتباطات و تبلیغات فرا